حانیهحانیه، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 9 روز سن داره

عسل مامان

عید غدیر و جشنواره غذا

1392/8/4 9:44
نویسنده : مامان سمانه
1,011 بازدید
اشتراک گذاری

صبح عید که بیدار شدم مامان من رو حاضر کرد تا بریم خونه آقا اینا. قرار بود همه غذا درست کنند و بیارن خونه آقا اینا تا یه جشنواره غذا راه بیاندازند. مامان من هم می خواست غذا درست کنه اما آخرش هم وقت نکرد؛ البته به مامانم گفته بودند که این دفعه نمی خواد چیزی درست کنه. باشه عیب نداره خودم دفعه های بعد کمک مامانم می کنم 

راه افتادیم رفتیم  به اونجا که رسیدیم دیدیم همه با غذاهایی که درست کردند یکی یکی دارند میان. من هم به همه سلام کردم و نیگاشون می کردم که چقدر همه در تلاش بودند. میز غذا آماده شد. غذاها اینا بودند: فلافل، الویه، کله پاچه، سالاد ماکارونی، سالاد سیب زمینی، فسنجون، ناگت مرغ (محصول مشترک مامانی و خاله جون)، آش دوغ، کوفته تبریزی، کوفته با پنیر، پودینگ نسکافه، ژله شاتوت و ژله سه رنگ.

 

من هم رفتم ببینم چه خبره ولی خوشمزه تر از شیر چیزی ندیدم که بتونم بخورم. پس چشمم دنبال منبع شیر بود حتی وقتی زیر میز بود.

 

من هم مثل بقیه گشنه بودم پس رفتم شیر خوردم و خوابیدم تا مامانم هم بره ناهار بخوره. همه از اکثر غذاها خوردند بعضی هم از همش!!!

بعد از ناهار فرم نطرسنجی رو به آقایون دادند که امتیاز به هر غذا بدن. بابای من هم به کله پاچه که دوست نداره و نخورده بود، صفر دادش. خاله سودابه هم می خواست کله پاچه ی من رو درست کنه تا دیگه بابام به غذاش صفر نده.

آخرش هم برنده ها اینطوری شدند:

1-کوفته با پنیر (آشپزش فریبا خاله مامانم)

2- کله پاچه (آشپزش سودابه خاله مامانم) 

3- کوفته تبریزی (آشپزش زندایی مهناز مامانم)

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

بابا داود
3 آبان 92 23:13
سلام برنامه جالبی بود به بهانه دور هم جمع شدن. البته نظرسنجی مشکل داشت ...
اعظم
4 آبان 92 9:48
اعیاد مبارک ان شاءالله که از سال دیگه شما هم مثل بچه های خاله و دایی مامانت نغمه عید غدیر است علی امیر است سر بدهی عزیزم
خاله جون
4 آبان 92 13:51
عید شما مبارک خیلی خوش گذشت فقط جای حانیه جون وسط سفره خالی بود تا اونم بخوریمش
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به عسل مامان می باشد